-در هنگام فاتحه خواندن حتماً بايد دعاي اللّهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات را بگويند و بعد سوره حمد و توحيد را بخوانندّ آيا در غير اين صورت فاتحه خواندن درست نيست؟

(12763)
-نام پدر و مادر حضرت مريم چيست؟

(11307)
-پيامبري كه پدر داشت امّا مادر نداشت , چه كسي بود؟

(8498)
-خوش صداترين پيامبر چه نام داشته است؟

(4630)
-چرا خداوند به ابراهيم((عليه السلام)) لقب خليل الله را عطا كرد؟
(2446)
-چرا نام پيامبر قوم لوط، لوط بوده ، مگر نه اين كه نام انبياي الهي با مسمي بوده و كامل و زيبا؟توضيح دهيد معنا و مفهوم لوط چيست؟

(1505)
-بعضي مي گويند: حضرت ابراهيم در روز سيزده بدر كه مردم به بيرون شهر رفته بودند, بت هارا شكست و مي گويند: درست نيست در اين روز به بيرون شهر برويم ; آيا اين گفته درست است ؟

(1348)
-چرا حضرت داوود با اين كه از پيامبران اولوالعزم نبود، داراي كتاب زبور بوده است؟

(1150)
-علت حرام و گناه بودن غيبت چيست؟ چرا دين اسلام بر اين موضوع حساس ميباشد و به شدت از آن نهي ميكند؟

(954)
-آيا كتاب زبور داود به زبان فارسي موجود است ؟

(834)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)
-جدا نمودن آيين مقدس اسلام از سنتهاي باطل چگونه است؟
(0)
-آيين كامل چه آييني است؟ و چرا بعضي اديان نسبت به بعضي ديگر كاملترند؟
(0)
-آيا كساني كه به وجود آييني به نام اسلام پي برده اند ولي به آن معتقد نمي باشند، مستحق كيفرند؟
(0)
-مفهوم آزادي در اسلام چيست(0)
-اخباريين چه كساني اند؟
(0)
-1ـ چرا بين اديان الهي تفاوت وجوددارد درحالي كه خداوند تمام احكام را بر پيامبران نازل فرموده اند پس چرا تفاوت در نماز و روزه و ساير احكام وجود دارد؟(0)
-1ـ چرا به پيروان اديان الهي كافر مي گويند در حاليكه آنها نيز پيرو دين خداوند هستند ؟(0)
-2- چرا بعضي مردم مسيحي هستند ؟ با اين كه بيشتر جمعيت دنيا رامسلمانان تشكيل مي دهند ؟(0)
-آيا مسيحيان و يهوديان و ..... به بهشت مي ورند.؟ ( به نظر من اين با منطق جور در نمي آيد كه در اديان ديگر كسي مذهبي شناخته مي شود و به خاطر خدا كار نيك مي كند و به جهنم برود به خاطر اينكه دينش اسلام نبود )(0)
-پـيـغـمبر اسلام مي گويد : به آييني مبعوث شده ام كه عمل به آن براي همه سهل و آسان است اگر آسان بودن شريعت و آيين خوب است پس چرا در اقوام و مذاهب پيشين نبوده ؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:26097 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:0

1- من خودم را مسلمان خوبي نمي دانم ولي اين را مي توانم بگويم كه خدا را قبول دارم دوستش دارم واز او مهربانتر نديده ام و فقط از او مي ترسم بخاطر همين از همة كارهاي بد كنار رفتم، من دركارهاي خلاف استعداد دارم ولي بخاطر اين موضوعات با اهلش نيستم، فقط بخاطر خدا، بخاطر همين از همه چيز گذشته ام، ولي عده اي بهتره بگويم خيلي ها بد هستند و به من بدي مي كنند و من نيز از همه چيز افتاده ام، خوشي ها و خيلي چيزها حتي از همة موارد خوب يعني مي خواهم بگويم اگر بخاطر خدا نبود غوغا مي كردم و حال همه را مي گرفتم حالا شما مرا راهنمايي كنيد و بگوييد چرا اين طور است (در ضمن بگويم من بخاطر خدا از همة رفيقها گذشته ام و هيچ دوست و رفيقي ندارم چون آنها همه گناهكارند)

2- اگر دين اول و آخر اسلام است پس چرا پيامبران ديگر مثل حضرت موسي وعيسي و...دينهاي ديگري آورده اند كه هر يك از اين دين ها دشمنهاي ما هستند مگر دين واحد اسلام نيست پس چرا اين پيامبران چنين ديني دارند كه با اسلام فرق مي كند؟

3- من چهار چيز مهم از خدا خواسته ام و خدا نداده است اگر بگوييم خدا صلاح ديده است نمي شود چون نبودن اين چهار چيز مرا به گناه و بي ثباتي مي كشد آيا اين قهر خداست ومن جهنمي هستم؟ چه كنم خدا اين چهار چيز را به من بدهد؟



1) برادرم هاشم ! جملات كوتاه ومنقطع شما در اولين پرسش هريك مي توانند راهنماي يك گنج بزرگ يا كليد يك موفقيت طلايي بشند اگر شيطان را به مغرور كردن تو كمك نكنم خوب است اين جملات را بنويسم (( من خودم رامسلمان خوبي نمي دانم )) : فروتني و تواضع لباس زيباي هر مسلماني است ونشانه ادب واحترامي است كه هر بنده اي در پيشگاه خداوند خود را به آن مي آرايد . كسي كه كارهاي معمولي خود رابا ذره بين خودبيني بزرگ وباشكوه ببيند ديري نخواهد گذشت كه دردام كبر وغرور و عجب شيطان گرفتار خواهد آمد واعمال سالانه خودرا درلحظه فروافتادن دردام او ازدست خواهد داد !

دلمان به الطاف خداوندي روشن شود ومهرباني اش را ببينيم وبا چشم بينايِ دلِ پاكيكه عطيه خداوندي است ببينيم كه همه مهرباني دراو و همه مهرباني ها از اوست واز او مهربانتر نيست ودل ناقبلمان را به مهر او سودا كنيم وكيمياي دلمان را با محبت او زركنيم واز دلمان خانه اي بسازيم متعلق به او كه كعبه وجودمان شده واعضا و جوارحمان را گرداگرد او به طواف واداشته است چشممان در طواف حرم او از حرام پوشيده و گوشمان درطواف حرم او از حرام بسته و زبانمان در طواف حرم او از حرام خاموش و... و... و...

(( فقط از او مي ترسم )) . (( به خاطر همين از همه كارهاي بد كنار رفتم )) . ترس ازخدا اگر به چنين نبيجه مقدسي منجر شودكه از هر چه باعث دوري از خداوند و هر چه موجب خشم خداست , انسان كناره گيري كند , عنوان ((خوف)) به خودمي گيرد كه از صفات بندگان خوب خداوند است . وباترس از اشرار خيلي فرق دارددرترس از اشرار آدم براي درامان بودن از شرِ شرور خشمگين شود وآنوقت از رحم وانسانيت خبري نباشد( كه معمولاً يا بهتر بگويم عموماً هم نيست )يعني ريشه اش وحشت از وحشيگري شروراست اما درخوف ما با ريشه زيباتري سروكار داريم كه آن محبت خداوند است . نكند با اين كار , خداي مهربان كه مهربانتر از او نيست , ازمن برنجد واز ترس رنجيدن محبوب واقعي , دل از خيلي چيزها وخيلي افراد مي بريم واين دل بريدنها مي تواند قطره وجود مارابه اقيانوس وجود محبوب پيوند دهد وچه نتيجه اي كاملتراز اين ؟

(( ولي عده اي يا بهتره بگم خيلي ها بد هستند )) . (( وبه من بدي مي كنند )) : آنچه دراينجا مهم است , اينست كه ملاك بدي يا بد بودن و خوبي يا خوب بودن چيست ؟ مثلا اگر مادرحال نوشتن باشيم ودست دوستمان به دست ما بخورد وباعث خط خورده شدن نوشته ما گردد , ما دوستمان را حتما به بدخواهي وبدجنسي متهم نمي كنيم چون او دراين كار تعمد و اختيار نداشته است اما اگر همين رفتار را آگاهانه وباانتخاب و به نيت خدشه دار كردن نوشته ما انجام دهد باعث دلگيري و رنجش خاطرما مي گردد . شايد بتوان اين نتيجه را گرفت كه كسي را مي توان به جرات ((بد)) ناميد كه بدانيم او به خوب وبد واقف است , به ارزشها وضد ارزشها آگاه است , از عواقب مثبت كارها ورفتارهاي خوب و بد پيامدهاي منفي كارها و رفتارهاي بد اگاه است و با هشياري وباانتخاب اگاهانه به خاطر ضرر رساند به ديگري يا سود رساندن به خودش از كارِ خوب صرفنظر كرده وبه كار بد متمايل مي شود . ( مثل شارون , مثل بوش , مثل صدام و...و...و...) ولي دوستان من وتو شايد نسبت به رفتارشان جاهل باشند , شايد درمحيطي پرورش يافته اند كه همان بديها درنظرشان ارزش چلوه داده شده , شايد خدا را انطور كه شايسته بوده كسي براي انها معرفي نكرده , شايد ...شايد ...شايد ... ودر اين صورت انها كه برادران ماهستند اگر چه كارهاي بدي انجام دهند اما نمي توان به انها نسبت بدي داد . مثل ان چوپاني كه مي خواست موهاي خدا راشانه بزند وپاي خداوند راماساژ دهد وگوسفندانش را براي اوقرباني كند و... وتمام حرفهايش كفر بود ولي خدا ك از دل او خبرداشت فرمود :

مادرون را بنگريم وحا ل را ما برون را ننگريم وقال را

پس برادرم !‍ چونرد وقبول همه درپرده غيب است زنهار كسي را نكني عيب , كه عيب است

حتي اگر او به ما بدي كند ومارابه خاطر خوبيهايمان مسخره كند , باز هم بد نيست وتازه انيجا گلِ خوبيِ ما مي تواند بشكفد وغنچه اخلاص را متولد كند وما را واقعاً ا زخودمان بگذراند وما را به آنجا برساند كه بنده خدا را فقط به خاطر خدايش كه خداي من است ودوستش دارم واز او مهربانتر نديد هام و به خاطر او از هر بدي بريده ام , دوست بدارم . شايد دردل اوهم نورخدايي باشد كه مس وجودش را زركرده باشد , ولي هنوز دلش حرمي نشده باشد كه جوارش را درگرداگرد آن به طواف وادارد ! هر دلي هر چقدر از خدا بهره داشته باشد به تقدس خدا مقدس وقابل احترام است ومي داني ك بندگان خوب خدا گمنامند ! به امام معصوم ( توهين مي كنند به پدر و مادر آن حضرت كه قطعاً پدرشان هم از معصومين ( هستند , نسبت ناروا مي دهند آنهم درحضور اصحاب ! حضرت سكوت مي كنند ! اصحاب خشمگين مي شوند ومي خواهند شخص بي ادب رابه سزاي گفتارش برسانند امام , يارانش راآرام مي فرمايد وقتي آن شخص دور مي شود اصحاب به حضرت ( اعتراض مي كنند كه چرا اجازه نفرموديد ادبش كنيم؟ امام( مي فرمايد : آيا مايليد جواب او را بدهم ؟ همه مشتاقانه مي گويند بله . امام همراه اصحابشان به منزل آن شخصمي روند درمي زنند مي آيد ودررا مي گشايد تا امام واصحاب امام (را مي بيند به لرزه مي افتند فكر مي كندالان همه به او حمله كرده وكارش رايكسره مي كنند ولي امام (مي فرمايد : ((اي مرد ! اگر آنچه تودرمورد پدرو مادرم گفتي درست بود , خدا آنها رابيامرزد واگرنادرست بود خداوند ازتو درگذرد)) وخداحافظي كرده و باز مي گردند . اصحاب متحير مي شوند تا حالا چنين رفتاري نديده اند وآن شخص بي ادب شرمنده مي شود ازامام معذرت مي خواهد وجزوياران صميمي آن حضرت مي شود !

حضرت علي ( قهرمان اخلاص درجنگ خندق وقتي عمروبن عبدود به چهره مباركش آب دهان مي اندازد , ازكشتن او منصرف مي شود دور ميدان قدم مي زند وبعدسر از تن ناپاك او جدا مي كند وقتي از او مي پرسند چرا؟ مي فرمايد درآن لحظه از او خشمگين بودم شايد در كشتن او دلم دخالت مي داشت قدم زدم وبعد او راكشتم تا عملم خالص برا ي خدا باشد , اين دين زيباي اسلام است كه محور وملاك هر خوب وبد است كه حول آن محور باشد هر چه براي خدا بود , زيباست حتي اگر خشم باشد حتي اگر جنگ باشد ... وهر چه حول آن محور نبود , نازيباست حتي اگر صلح باشد ( مثل صلح صدام با آمريكا) و ... واز اينكه ديگران به من وتو بدي مي كنند ناراحت نباش ما بايد بدي ديدن و ازآن چشم پوشيدن را تجربه وبه ان عادت كنيم تا دلمان وسيع وروحمان لطيف وقلبمان درياشود ‍‍. هر كس به توبد كرد و رنجيدي باز هم به او خوبي كن كه هم دربهتر شدن تو موثر است وهم درهدايت او خيلي مفيد است .

((من از همه چيز افتاده ام )) و ((خيلي چيزها حتي ازهمه موارد خوب )) . ازابتداي نوشته و پاسخ سوال شما تمام موضوع بحث

نعمتهاي ارزشمندي است كه شما به لطف خداوند به ان متنعم هستي پس ازهر چيز نيفتاده اي گرچه شايد از بعضي خوبي ها محروم شده باشي .

ولي باز انچه بنظرمن اينجامهم است همان ملاك است كه گفتيم ملاك خوبي چيست ؟ وديگر اينكه ما بايد خودمان را قادر كنيم تا ازواژه ها تعاريف درست ودفيقي براي خودمان داشته باشيم وقتي ملاك خوبي , ((درمحور خدايي قرار داشتن)) معرفي شد , ديگر فرقي نمي كند كه مابه خاطر خدا صلح مي كنيم (مثل امام حسن) يا مي جنگيم (مثل امام حسين ) هردو زيباست . فرقي نمي كند همسرمان مطيعمان باشد (مثل خديجه ) يا مخالفمان باشد (مثل اسيه ) هردو زيباست . يعني رفتارها ي زشت و زيبايي شان را درگرو اين مي بينند كه ايا به خاطر خداهست يا نه ؟ قتل زشت است ولي وقتي ابراهيم پسرش را به خاطر خدا ذبح مي كند مي شود حبيب خدا واين زيباست ‍, چرا ؟ چون محور خدابوده است . دراين صورت مامي توانيم به جاي يك واژه بنام ((خوبي)) , دو واژه داشته باشيم : ((خوبي)) و ((خوشي)) ومسلماً ماممكن است درراه خدا , از خيلي ((خوشي ها)) به خاطر رسيدن به خيلي يا حتي بعضي ((خوبي ها )) محروم شويم واين محروميت زيباست ونبايد يه ان اندوهگين شويم پيامبر( فرمود : الفقر فخري فقر ازانچه خدا نخواهد براي من عزت و شرف وابروست واي كاش هميشه ما هر چه را ازدست مي دهيم به خاطر خداباشد اين ارزشمنداست چون باخداوند معامله كردن ضرري ندارد هر چه ببازي جبران دارد . واي از ان روزي كه معامله ,معامله ((خوشي)) باشد با ((خوبي))؟ يعني بقيمت خوبي , خوشي بخري . خوبي بدهي خوشي بگيري . اين معامله ننگين است . بازهم مثل صدام كه شرافت خود را _ كه البته نداشت_ علناً فروخت وخود را با نمام بي ارزشي _ برملت عراق _ با تمام ارزشي كه داشتند ترجيح داد ...

((به خاطر خدا از همه رفيقها گذشته ام وهيچ دوستي ندارم )) . ((چون انها همه گناهكارند )) .

برخلاف همه تاييدهايي كه تا به حال گرفته اي فكر كنم اينجا اشتباه كرده باشي . البته اشاره اي به گناهان دوستانت ندشته اي ومن نيز با انها اشنايي ندارم اما خداوند به دوستانش سفارش خوش خلقي ودوست يابي نموده . حضرت علي( مي فرمايند : هنرمند كسي است كه دوستان زيادي داشته باشد وهنرمندتر كسي است كه قادر باشد دوستانش را براي خودش حقظ كند. امام صادق(مي فرمايد : مومن الفت گير , الغت پذير ومهربانست . شما كه ذهن فعال داري وقاد ربه تشخيص خوب از بد هستي طبيعتاً كمتر در معرض خطر اثر دوست ناباب هستي , بهتر است ارتباطت را با دوستانت ادامه دهي وانچه از ايشان درنظرت زشت مي ايد ترك كني .(1) شايد كه انها هم از عمل شما درسهاي مثبتي بگيرندحتي اگر درابتداي دوستي به شما بخندند . هر كس باور كند كه مااورا بهخاطر خودش دوست داريم , به ماعلاقه مند خواهد شد . شما مي تواني بدون انكه رفتار دوستانت راتاييد كني انها رادوست داشته باشي . حتماً رماني به شما محتاج مي شوند . با انكهشمارامسخره كرده اند يا هر بدي ديگري به شما نموده اند , وقتي شما را دلسوزانه دوست وياور خود ببينند نظرشان درمورد شما عوض مي شود و... فقط كمي به مطلعه , مشاوره وراهنمايي شايد نياز باشد .( كتاب دوستي و دوستان اثر اقاي هادي مدرسي شايد مفيد باشد)

(2) ما لفظي به نام ((دين ها)) در مورد اديان اسماني كه با سهل انگاري به ان اديان مي گويند وغلط مصطلح است , نداريم . درواقع انچه از اسمان به عنوان برنامه زندگي انسان براي رسيدن به سعادت هميشگي به نام دين امده است ,

يك دين است وان اسلام ايت .منتهي انسانها درادوار مختلف سطح فكرهاي مختلف داشته اند ودين اسلام به ناچار درهر زماني به مقتضاي سطح دانش ودرك هر زماني طي مرحله اي بر پيامبري از همان عصر نازل مي شده و هر مرحله اش عنواني يافته واين مراحل مختلف هيچ تضاد وتناقضي با هم نداشته اند يعني نه حضرت مسيح نه حضرت موسي كه دين يهود داشتند , ونه هيچ پيامبر ديگري دشمن مسلمانان نبوده اند واين عدواتي كه ما الان شاهدش هستيم به خاطر اينست كه ان اديان درطول تاريخ موردتحريف و دستبرد قرار گرفته اند از سوي سودجويان و به علت سطح پايي فكر مردم كه به راحتي گول مي خورند وتحميق مي شدند وارزش علم ودانش را نمي دانستند .

(3) نه تو جهنمي هستي ونه خد قهر است ولي مساله اول اينست كه دوري و پرهيز انسان از گناه وابسته به امري خارج از وجود خود او نمي تواند باشد . چون اينجوري مشكل هم حل مي شود . فرزند مي گويد اگر مادرم مرا ناراحت نمي كرد سرش داد نمي زدم . حكام ظالم مي گفتند اگر مردم قيام نمي كردند مابراي سركوب انهامجبور به تير باران واعدام نبوديم مرد خانه مي گويد اگر غذاي زنم شور نبود او را نمي زدم و... و... و... واز سوي ديگر اگر هر چه هر كس خواست برايش مهيا و فراهم باشد , فرق مومن واقعي وادم طمعكار روشن نمي شود چون همه چيزهايي كه مي خواهند را دارند اما وقتي بخواهند درراه خدا از انچه دوست دارند بگذرند , ادمهاي مخلص وخدادوست از ادمهاي طماع جدا مي شوند . وقتي دعا كنند وبراورده نشود وبازهم خدا را دوست بدارند روشن مي شود كه خدا چون شايسته پرستش مي دانند واز او مهربانتر سراغ ندارند قبول دارند ودوستش دارند حتي اگر به دعاهايشان بي اعتنا باشد وگرنه هركسي مي تواند مدعي محبت خدا شود وصادق از

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.